دولت الکترونيک از طرح تا اجرا؛ بررسی موانع استقرار دولت الکترونیک در ایران

۰۲۱-۴۱۸۳۷۰۰۰تلفن

آخرین اخبار و مقالات

مطالب مرتبط

اهمیت استقرار دولت الکترونیک برای کشور چیزی نیست که از کسی پوشیده باشد، حال روز اقتصاد یونان که دولت الکترونیک در آن کشور در گذشته نه چندان دور بی اهمیت تلقی می شده و وضعیت اقتصادی سنگاپور که بیشترین تاثیر را استقرار دولت الکترونیک بر روی آن داشته است خود گویای این اهمیت فوق العاده هست. بگذاريد ساده تر بيان کنيم، اگر به دنبال يک جايگزين براي نفت هستيم بهتر است آن را فروش دانش آشکار و دانش پنهان دولت الکترونيک ببينم.
در کشور ما نیز چند سالی هست که بحث پیاده سازی دولت الکترونیک یکی از بحث های داغ و اساسی هست اما واقعا نیاز هست قدم های بیشتری برداشته شود. در این چند سال دولت چندین بخش نامه خوب صادر کرده است اما سوال مهم اينجاست که آيا ضامن اجرايي هم براي بخش نامه ها در نظر گرفته شده است ؟ اگر يک گزارش حتي سطحي و کلي از نحوه اجراي بخش نامه ها بگيريم کاملا آشکار خواهد شد که آنطور که بايد و شايد هيچ کدام از بخش نامه ها اجرا نشده است. در زير به اختصار چند مورد از دلايل سرعت نداشتن استقرار دولت الکترونيک را با هم بررسي مي کنيم :
۱.     اگر بخواهيم بين دستگاه هاي استاني و دستگاه هاي ملي اين مورد را بررسي کنيم به يک مهم ديگر هم پي مي بريم، در بخش نامه هاي دولت براي دستگاه هاي استاني وظايفي در نظر گرفته شده است اما دستگاه مادر آن دستگاه استاني اجازه انجام هيچ فعاليتي را به دستگاه استاني نمي دهد و يکي از دلايل اقيم ماندن بخش نامه ها در استان ها نيز همين است. يعني دولت مثلا ۲-۳ سال پيش بخش نامه کرده است که ثبت احوال به دستگاه هاي هاي استاني سرويس رايگان روي موارد هويت سنجي و .. ثبت احوال ارائه دهد اما واقعا تاکنون در چند استان چند دستگاه توانسته اند اين سرويس رايگان را از ثبت احوال دريافت نمايند ؟
۲.    مورد ديگري که جاي بسي تامل دارد تقسيم وظايف دولت در خصوص پياده سازي دولت الکترونيک است، مثلا در کشور سازمان برنامه و بودجه، سازمان فاوا کشور و وزارت کشور خود را متولي دولت الکترونيک مي دانند به اين موارد کارگروه هايي مثل شوراي عالي فضاي مجازي و .. را هم اضافه کنيد، بخش نامه هاي اين متوليان گاها با يکديگر در تناقض نيز مي باشند، حال اين موارد را به استان ها بسط دهيد، آنجايي که دستگاه هاي استاني غالبا تصميم گير نيستند اما همين دستگاه ها در سطح استان نيز مي توانند براي استقرار دولت الکترونیک به يک چالش اساسي تبديل شوند. بنظر حداقل چيزي که در اين ميان مي توان دنبال کرد اين است که يک وحدت رويه و تقسيم وظايف در اين خصوص بين دستگاه ها وجود داشته باشد.
۳.    مورد بسيار پر اهميت ديگري که بايد به آن اشاره کرد مقاوت در مقابل تغيير است، شايد بهتر باشد عنوان کنيم دولت در اين خصوص حتي بخش نامه اي هم ندارد، اين که ما اين مقاومت در مقابل تغيير را در هيچ يک از برنامه ريزي هايمان در نظر نگيريم اشتباه استراتژيک بسيار بزرگي است، تجربه هاي هرچند کوچک در استقرار دولت الکترونيک در کشور گواه اين مهم مي باشد که يکي از چالش هاي بسيار اساسي و بزرگ در سازمان ها مقاومت کارمندان دولت است، آنهايي که ساليان سال بدون نظارت دقيق و ارزيابي شفاف و بدون هيچ استانداري کارها را بطور دستي انجام مي داند، ايشان حالا بايد بدون هيچ پاداشي يا موارد انگيزشي مثلا با ۵۰ سال سن بيايند و با خدماتي که بصورت هوشمند سرويس مي دهد کار کنند. تجربه اين کار نه تنها در ايران بلکه در تمام دنيا نشان داده است اين کار بدون هيچ پارامتر انگيزشي و بدون داشتن ارزش افزوده کاري بس عبث خواهد بود، شکست نسخه ويندوز ۸ يک نمونه از مقاومت در مقابل تغييري بود که حتي ماکروسافت را نيز شوکه کرد.
۴.    مديران مياني و ارشد دستگاه هاي اجرايي، همان هايي که بايد در لحظه مقاومت بدنه کارشناسي وارد عمل شوند و از استقرار دولت الکترونيک دفاع نمايد خود چقدر براي اين کار آماده هستند ؟ از موارد چون شفاف شدن امور، نبود تبعيض و .. که بگذريم و مقاومت مديران را براي اين چنين مواردي نگذاريم بايد سوال بپرسيم خود مديران مياني و ارشد دستگاه هاي دولتي آيا حداقل ذهنيت فرايند گرا را دارند ؟ آيا مي دانند سيستم هاي وظيفه گرا با فرايند گرا چه تفاوت هايي دارند ؟ آيا در نظر دارند استقرار دولت هوشمند و همراه چه کمک شاياني به چابکي دولت، کاهش هزينه ها، افزايش بهره وري و ... مي کند ؟ آيا مي دانند پياده سازي دولت الکترونيک فرصت است و نه هزينه ؟ با کمي انديشه خيلي ساده مي توانيم به تماس سوالات فوق پاسخ دهيم. باز هم پرسش اينجاست آيا دولت براي اين آموزش ها فکري کرده است ؟
۵.    مباحثي مثل BOT يا اينکه نحوه اجراي دولت الکترونيک را طوري برنامه ريزي کنيم که کمترين هزينه اوليه را براي دولت به دنبال داشته باشد جز مواردي هست که همه بر روي آن متفق القول هستند. اما در عمل کردن به اين مهم چيز ديگري اتفاق مي افتد؛ خدماتي که ارزش مستقيم و افزوده فراوان دارد بخش هاي خصولتي واگذار مي شود و خدماتي که حاکميتي و نظارتي هستند و آورده حتي منفي دارند به بخش خصوصي و به سادگي مي توان نتيجه گرفت که خروجي اين تبيعض آشکار در تقسيم راه اندازي خدمات الکترونيک چه آورده اي را براي دولت و بخش خصوصي خواهد داشت. هر دو تجربه اي همراه با شکست، بخش خصوص بخاطر اينکه نمي تواند کيفيت کار را آنچنان که مطلوب است ارائه دهد و بخش خصولتي هم بخاطر اينکه بدنه متخصص اين کار را ندارند خدماتي را ارائه خواهد دارد که بازهم کيفيت مناسب را ندارند اما براي دولت بسيار پرهزينه بوده اند، در اينجا مي بينيم زمان را از دست داده ايم، هزينه هم کرده ايم، بخش خصوصي را هم به تهداد هاي فراوان رسانده ايم اما آن خروجي که دلخواه و مطلوب است نگرفته ايم.
۶.    فرهنگ سازي براي مردم گزينه ديگري است که جاي بحث فراوان دارد، با درنظر گرفتن اين همه نشط اطلاعات، آيا مردم بازهم مي توانند به خدمات آن لاين اعتماد کنند ؟ بنظر مي رسد دولت در اين خصوص بايد همت بيشتري به خرج دهد. اين اتفاق شامل يک زنجيره است که همه حقله هاي آن بايد درست باشند، بستر امن براي ارائه خدمات، خدمات کاربرپسند، خدماتي که کار را ساده تر کرده اند، دستگاه هايي که از خدمات غير حضوري استقبال مي کنند و.. همه اين اتفاق ها به ما کمک خواهد کرد که بتوانيم مردم را به سمتي سوق دهيم که از گرفتن خدمات غير حضوري استقبال نمايند، براي اين مورد تجربه بسيار موفقي را دولت سنگاپور بدست آورده است که شايد بتوان آن را براي ايران بومي نمود.
۷.    استفاده از نمونه هاي موفق کشوري، يک مثال رايجي در دنيا وجود دارد که ما در ايران بسي به آن اعتقاد داريم، آن اين است که دوست داريم چرخ را دوباره اختراع کنيم. شرکت هايي در کشور هستند که بصورت کوچک يا بزرگ خدماتي را يا براي يک قسمت کوچک از يک بخش کوچک از يک دستگاه اجرايي يا براي يک استان بصورت يکپارچه يا براي يک نهاد کشوري بصورت ملي پياده سازي کرده اند اما آيا الگو و ساختار پياده سازي آن ها بطور هست که فردا بتوان الگوي يکپارچگي را در سطح ملي براي آنها درنظر گرفت يا اگر خواستيم فردا در درياچه اطلاعات، استخراج داده داشته باشيم بايد در نظر بگيريم جوي اين اطلاعات هيچ وقت به اين درياچه اضافه نشده است!

بايد در نظر بگيريم يکي از جلوه هاي اساسي اقتصاد مقاومتي پرداختن به فناوري اطلاعات است، حال زماني است که فناوري اطلاعات صفتي براي تمام مشاغل و حرفه ها هست، هرکجا اين صفت وجود نداشته باشد دير يا زود بايد منتظر شکست باشيم، البته ناگفته نماند دولت زحمات زيادي را در خصوص بها دادن به فناوري اطلاعات البته در بخش سخت افزار و زير ساخت کشيده است اما اگر قرار است چيزي را بدست آوريم که تا به حال نداشته ايم بايد مسيرمان را با سرعت بيشتر بپيماييم.

مجيد حصارکي
مدير بازاريابي و توسعه بازار آي کن

Template Design:Dima Group